یک سری قتل های زنجیره ای عجیب اما خونین اتفاق می افتد. به نظر می رسد این قتل ها تحت تأثیر یک کتاب مصور باشد. قاتل نقاب «هیولا چوببر» را میزند و با تبر به قربانیانش حمله میکند تا مغز آنها را بگیرد. هدف بعدی قاتل زنجیره ای وکیل “نینومیا آکیرا”ست است. یک وکیل غیرعادی، خونسرد، بی عاطفه و حامل خصلت های یک روان پریش…
جناییهیجان انگیز
دیدنشو پیشنهاد میکنم
این دیالوگ فوق العاده بود :
+ هیچ تغییری هیچوقت خودجوش اتفاق نمی افته .
- شاید بخاطر همینه که اینجایی!
چقدر فوق العاده بود... بالایی برای تو بد می خواد و تو برای پایینی...
همیشه بالایی خود ماییم
ما برای پایینی خودمون نمی خوایم و بالایی برای ما که پایینی هستیم !
شدید این فیلم آدمو یاد دیالوگ جوکر توی بتمن دارک نایت میندازه :
جوکر: بهت ثابت می كنم وقتی اين مردم متمدن تو يه موقعيت بحرانی قرار بگيرند حاضرن حتی همديگر رو بخورن...
این میتونه نماد هر جامعه ای باشه ، توحش خون و خونریزی فقط برای ابقای حیات خود ...
وقتی حتی حاضر نیستن کمکی به هم بکنن و باهارات به اون وضع دچار میشه!
اون بچه اون معصومیتش ، روزنه نوری که وجود داره در آخرین لحظه ،اون آینده ی بشریته و نمادی که فرستاده میشه و پیغامی که به همه ی ما انسان ها داده میشه
امکان نجات هست فقط باید هوای همدیگه رو داشته باشیم.
میتونیم بعد از دیدن این فیلم ذهن خودمونو با یه سوال تنها بذاریم :
چقد به اندازه ی خودمون مصرف میکنیم و چقد حاضریم این ساختار رو تغییر بدیم؟
" هیچ تغییری هیچوقت خودجوش به وجود نمیاد . "
به خودمون بیایم...