جرایم زمانی، فیلمی علمی تخیلی مهیج ترسناک، به نویسندگی و کارگردانی ناچو ویگالوندو است. هکتور یک مرد معمولی است که به تازگی خانه ای را اجاره کرده. روزی او با استفاده از دوربینش یک شخص را در جنگل می بیند و وقتی خودش را به آنجا می رساند آن شخص را روی تخته سنگی پیدا می کند، اما ناگهان مردی که با یک باند صورتی چهره اش را پوشانده، یک قیچی را در بازوی هکتور فرو می کند…
ترسناکرازآلودعلمیوتخیلی
من خودم قبل از دیدن فیلم نمیدونستم فلج مغزی لزوماً ربطی به کمتوانی ذهنی نداره. بخش زیادی از فیلم درباره نگرانی شخصیت اصلیه؛ اینکه برای رسیدن به جایگاهی که حقش بوده، مدام نگران بوده دیگران قبولش نکنن و تواناییهاش رو نبینن.
یکی از چیزهایی که در طول فیلم بیشتر از همه به چشم میاد اینه که چقدر خوب میشد اگر همه مثل یک آدم عادی باهاش رفتار میکردن. اما طرد شدن مداوم از طرف اطرافیان و جامعه باعث شده بود بیشتر در خودش فرو بره و کمکم احساس انزوا، سربار بودن و اضافی بودن پیدا کنه. به نظرم فیلم در درگیر کردن احساسات مخاطب و فرهنگسازی درباره این موضوع خیلی خوب عمل کرده.
در کل، بازی نقش اول واقعا فوقالعاده بود؛ اونقدر طبیعی و باورپذیر که بعضی وقتها واقعا نمیشه تشخیص داد بازیگر داره نقش یک فرد مبتلا به فلج مغزی رو بازی میکنه یا خودش هم با چنین شرایطی زندگی میکنه.