دكتر روانشناس جوانى به نام « ادواردز » ( پك ) ، رئیس تازهى یك آسایشگاه بیماران روانى ، جانشین « دكتر مرچیسن » ( كارول ) ، مىشود . « دكتر كنستانس پیترسن » ( برگمن ) كه دل به « دكتر ادواردز » باخته به رفتارهاى عجیب و غیر عادى او مشكوك مىشود ، و خیلى زود پى مىبرد كه او « دكتر ادواردز » واقعى نیست...
درامرازآلودنوآر
۱۵ ژانویهٔ ۲۰۰۹، روزی بود که دنیا شاهد یکی از بزرگترین معجزههای تاریخ هوانوردی شد.
پرواز US Airways 1549 از فرودگاه لاگواردیا نیویورک به مقصد شارلوت در کارولینای شمالی تنها چند دقیقه پس از برخاستن، بهدلیل برخورد با دستهای از غازهای کانادایی، هر دو موتور خود را از دست داد.
در آن لحظهی نفسگیر، خلبان چسلی “سالی” سالنبرگر با آرامش و تصمیمی شجاعانه، هواپیما را روی آبهای یخزدهی رودخانهی هادسون فرود آورد و جان ۱۵۵ نفر را نجات داد.
برای خیلیها آن روز فقط یک خبر بود،
اما برای من، روزی بود که دوست عزیزم، همکلاسی دوران دبستانم «پدرام» و خانوادهاش، دوباره متولد شدند.
آنها از مرگ گذشتند و به زندگی برگشتند… و این خاطره برای همیشه در قلبم مانده است.
سالها بعد، وقتی فیلم «Sully» ساختهی کلینت ایستوود با بازی درخشان تام هنکس را دیدم،
تمام حسها و اشکهای آن روز دوباره زنده شد.
آن فیلم فقط یک روایت سینمایی نبود،
بلکه یادآور واقعیتی بود که با شجاعت، انسانیت و لطف خداوند رقم خورد.
به یاد آن روز،
به یاد پدرام و خانوادهاش،
و به احترام تمام قهرمانانی که ثابت کردند
حتی در سقوط هم میشود پرواز کرد. 💙✨